عهد با جانان


انسان بودن

-انسان بودن بزرگترين نعمت روي زمين است.
-مسووليتي در جهان بزرگتر از انسان بودن نيست و چه بهتر كه تو نيز به آن مومن باشي.
-راحت ترين كار در دنيا اين است كه آنچه هستيم باشيم و آنچه را كه احساس مي كنيم نشان دهيم . دشوار ترين كار در دنيا اينست كه آنچه باشيم كه ديگران مي خواهند باشيم.
-قلم مو و رنگ در دست توست پرديس را بياراي و داخل شو.

نيكوس كازانت زاكيس

علیرضا

 

عاشقي محنت بسيار كشيد .......... تا لب دجله به معشوقه رسيد
نشده از گل رويش سيراب ............. كه فلك دسته گلي داد به آب
نازنين چشم به شط دوخته بود .................... فارق از عاشق دلسوخته بود
ديد بر روي شط آيد به شتاب ................... نو گلي چون گل رويش شاداب
گفت به به چه گل زيبايي ..................... لايق دسته چو من رعنايي
حيف از اين گل كه برد آب او را ................. كند از منظره ناياب او را
زين سخن عاشق معشوقه پرست ........................ جست در آب چو ماهي در دم
خواست آزاد كند از بندش ......................... نام گل برد در آب افكندش
گفت بگذار ز هجرم برهي .......................... نام بي مهري بر من ننهي
مورد نيك كه خواستت كردم ............................ از غم خويش خلاصت كردم

باري آن عاشق بيچاره چو بط ......................... دل به دريا زد و افتاد به شط
ديد آبيست فراوان و درست ............................. به نشاط آمد و دست از جان شست
دست و پايي زد و گل را بربود ........................... سوي دادارش پُر تاب غنود
گفت كه اي آفت جان و آن گل زار ......................... ما كه رفتيم بگيريم گل زار
جز براي دل من بوش نكن............................... عاشق خويش فراموش نكن
بكن عجزي به سر دلبر من ............................ ياد آبي كه گذشت از سر من

خود ندانست مگر عاشق ما ............................ كه ز خوبان نتوان خواست وفا
عاشقان را همه گر آب بَرد .................................. خوبرويان را همگي خواب برد


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اين شعر مال يك تصنيف بسيار زيبا و قديميه اگه آهنگش را پيدا كردين حتما حتما گوش كنين!!!!!!!!!!!!!!!



علیرضا

 

الان كه اين متن را مي نويسم هم خيلي خوشحالم و هم خيلي ناراحت
از اين خوشحالم كه امروز بالاخره تونستم پولي كه براي تصادف چند هفته پيشم بايد ميدادم
را به دست اوردم
اون هم با كار كردن خودم
و واقعا خوشحالم كه من با كار خودم تونستم كمكي به اون پيرمردي كه به من زد بكنم
آخه كسي از جريان اين كه من پول ميدم خبر نداره و مامان بابام فكر ميكنند كه
من همه پول را از ان پيرمرد گرفتم
به خودم ميبالم كه تونستم چنين كاري بكنم

و از اين ناراحتم كه الان يكي از دوستاي هم خدمتيم تو بيمارستانه
و علتشم خودكشي بوده
كه خدا را شكر زود فهميده بودن و نجاتش دادند
شايد باور نكنيد كه اين پسر يكي از بهترين و ساكت ترين بچه ها بود
كه البته شايد همين ساكت بودنش كار دستش داد
اين دوست من عاشق يك دختري بود كه البته يك مدت هم نامزد بودن
كه دختر خانم از طبقه مرفه و پولدار بود و دوست من هم همه چيز داشت بجز پول زياد
هم خوش تيپه (بهتر از من نباشه و هم مخش خوب كار ميكنه و از همه مهمتر اين كه خوش اخلاق و خوش برخورده
خلاصه نميدونم كه چرا و چطوري نامزديشون به هم ميخوره و بعدش هم تحت فشارهاي رواني زيادي كه داشت
اقدام به اين كار كرد و واقعا من موندم كه بچه اي با اين همه خوبي چطور حاظر به اين كار شد!!!!!!!!!!!!!!
در هر حال اميوارم كه هرچه زود تر خوب بشه
من كه خيلي نگرانشم
شما هم دعاش كنيد
ممنونم

علیرضا

 

خيلي برام عجيبه
يكي از بهترين دوستام اومده روي خط اينترنت (بعد از چندين و چند روز) و حتي يك ميل خالي هم براي دلگرمي من برام نفرستاده
يك جورايي ناراحتشم
براش دعا كنيد
ممنونم

علیرضا

 

آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
آيا شود که گوشه چشمی به ما کنند

علیرضا

 

نمي دونم چرا تازگيها نميفهمم كجا هستم و چه كار ميكنم و اصلا چرا هستم و آيا اگه نبودم فرقي هم ميكرد و..............................
ديگه از اين زندگي خسته شدم
اي كاش ميمردم
وايييييييييييييييي چه خوب بود
لااقل نبودم كه خيلي از چيزا را نميديدم و ..........................
واقعا گيج گيجم
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علیرضا

 

امشب به یکی از بهترین دوستام زنگ زدم و گفت که براش 2آ کنم البته حالش هم خوب نبود
لطفا هر کس این را می خونه براش دعا کنه که هر چه براش خوبه همون براش پیش بیاد
ممنونم

علیرضا

کار

وقتی مشغول کار هستيد مانند يک نی هستيد که از درون آن نجوای گذشت ساعات به نغمه تبديل ميشود
جبران خليل جبران

علیرضا

 

نقطه مقابل تنهايي با هم بودن نيست صميميت و يکدلي است.


کسالت و خستگي بين دو نفر به خاطر نزديکي فيزيکي به وجود نمي آيد .
به دليل دوري و فاصله ذهني و روحي است که ايجاد مي شود .

ريچارد باخ



علیرضا