عهد با جانان


 

مشنو ای دوست که غير از تو مرا ياری هست

يا شب و روز بجز فکر تو ام کاری هست

گر بگويم که مرا با تو سر و کاری نيست

در و ديوار گواهی دهدم  کاری هست

من چه در پای تو ريزم که سزای تو بود

سرو جان را نتوان گفت که مقداری هست

به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس

که به هر حلقه موی تو گرفتاری هست


علیرضا

نازار دلی

نازار دلی را که تو جانش باشی

معشوقه پيدا و نهانش باشی

زان می ترسم که از دل آزردن تو

دل خون شود و تو در ميانش باشی


علیرضا

سربازی

گمان کردم که سربازی دو ساله

ندانستم که عمر يک جوانه


علیرضا

 

خدايا بازم شکر

شکر شکر

همه چيز دست تو است

خدايا از کمکهات ممنونم


علیرضا

 

خدایا

خداوندا

چگونه شکرت را کنم؟؟؟

خدایا من ناشکر نیستم ولی واقعا نمی دانم که چگونه درد دلم را بگویم

همیشه به تو توکل می کنم و به کس دیگری جز تو فکر نمی کنم

ولی با وجود این هر روز مشکل جدیدی پیش میاد

ممکنه که داری امتحانم می کنی ولی من دیگه خسته شدم

خسته ام

خسته

میترسم توکلم کم شه

یه مثل  داریم که میگه : هر چه سنگه مال پای لنگه

من قبلا این مثل قبول نداشتم ولی حالا می بینم که واقعا همینطوره

ولی آخه این درسته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

خدایا

قربونت برم خودت کمکم کن

دیگه خسته شدم کمک کمک کمک


علیرضا

تشکر از خدا


علیرضا

 

خدایا

صبرم بده و شادی حقیقی را نصیبم کن

توکلم را زیاد کن و یادت را از سرم بیرون نکن

خدا خدا خدا

فقط تو را دارم و فقط از تو کمک میخواهم

پس کمکم کن که خیلی به کمکت احتیاج دارم

خدایا

صبر صبر صبر کمک کمک کمک


علیرضا