عهد با جانان


خواستن

 همیشه آنان که از خدا حاجت و درخواستی دارند و ازاو همواره چیزی میخواهند بسیارند ولی آنان که خود خدا را میخواهند نایابند و اندک.

 یادمان باشد فقط از خدا بخواهیم و از خدا ، فقط خدا را بخواهیم زیرا از خدا ، غیر از خدا را خواستن ، کم خواستن است


علیرضا

 

خدا جونم...

نمی دونم چرا چند شبیه که خیلی دلم تنگه

یه جور بی حوصلگی...دلتنگی... غربت...

یعنی چه اتفاقی می خواد بیوفته؟

اینا نشونه چیه؟

کمکم کن

مثل همیشه.....

میدونی که من فقط از خودت می خوام..... از تو بزرگترین... از تو مهربون ترین...


علیرضا


دعاها

گفتار حضرت علی (ع)
گروهی خدا را به خاطر خواسته بندگی می‌كنند
                                 این عبادت بازرگانان است.
گروهی از روی ترس خدا را بندگی می‌كنند
                                 این عبادت غلامان است.
گروهی هم از روی شكر و سپاس خدا را بندگی می‌كنند
                                 این عبادت آزادگان است.

خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:

او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.

او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد. او می گوید

 صبر كن و بهترین را به تو می دهد....

اینم نمونه یک دعا:

روزی مردی مستجاب الدعوه پای كوهی نشسته بودكه به كوه نظری انداخت و گفت: خدایا این كوه رو برام تبدیل به طلا كن. در یك چشم بر هم زدن كوه تبدیل به طلا شد.مرد از دیدن این همه طلا به وجد آمد و دعا كرد: خدایا كور بشه هر كسی كه از تو كم بخواد.
در همان لحظه هر دو چشم مرد کور شد.


علیرضا

الو سلام منزل خداست؟

الو سلام منزل خداست؟

                            اين منم مزاحمي که آشناست

 هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي

                           هنوز پشت خط ، در انتظار يک صداست .

شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است

                           به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟

 الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد.

                           خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟

 چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر ، صداي من چطور؟

                            خوب و صاف و واضح و رساست؟

 اگر اجازه مي دهيد برايتان درد و دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست...


علیرضا

انسان هنرمند

هر انسان یك هنرمند است و بزرگترین هنر او  زندگی

امروز پروردگارم از تو می خواهم چشم ها و قلب مرا بگشایی تا بتوانم حقیقت زندگی ام را كشف كنم.

مرا یاری ده تا در برابر وسوسه باور دروغینی كه ابراز عشق و زندگی مرا سركوب می كند مقاومت كنم.

خالق من امروز بگذار تا آنچه را كه هستم ببینم نه آنچه را كه می خواهم ببینم. بگذار آنچه را كه هست بشنوم نه آنچه را كه می خواهم بشنوم .

آمین یا رب العالمین


علیرضا

سرو گل ریحان من

سلام

یه آهنگ از سیما بینا گوش می میکردم خیلی خوشم اومد؛آخه من را به یاد یه دوست گل  میندازه؛ گفتم بگذارمش اینجا

از آلبوم سال ۸۳ سیما بینا

اگه گیرش اوردین گوش کنین؛ جالبه؛

سرو گل ریحان من

السلام ای شاخه سرو گل ریحان من

السلام ای شاخه سرو گل ریحان من

السلام ای یار شیرین ؛دلبر جانان من

تا به روی و موی توی دل بسته ام ای نازنین

تیر بارون کرده مژگانت دل سلطان من              جان من سلطان من

رنگ زردم را ببین ؛ برگ خزان را یاد کن

رنگ زردم را ببین ؛ برگ خزان را یاد کن

با بزرگان کم نشین افتادگان را یاد کن

با بزرگان کم نشین افتادگان را یاد کن                افتادگان را یاد کن

مرغ صیاد تو ام افتاده ام در دام تو

یا بکش یا کام ده یا از قفس آزاد کن                   از قفس آزاد کن

ابر اگر از قبله آید سخت باران می شود

شاه اگر عادل نباشد ملک ویران می شود

یک نصیحت با تو می گویم دگر زاهد مگو

خانه نزدیک دریا زود ویران می شود


علیرضا

تاسف

تاسف برای گذشته به این میماند که انسان به دنبال باد بدود.

 مثل روس


علیرضا

یادمان باشد

یک گل لاله سعی نمی کند خود را از گل سرخ متمایز سازد زیرا متمایز هست . لازم نیست با زور و جدل بخواهید خود را از دیگران متمایز سازیم .

 

این فرمول را با صدای بلند بخوانید : موفقیت = تلاش !

 

این ضعیفانند که بی رحمند ، نرم خویی را می توان تنها از آنان که قوی ترند انتظار داشت .

 

هر روز به گونه ای رفتار کنید که پرتو کارهای نیک شما بر دیگران بتابد و هرگز در فکر آن نباشید که آیا آنان نیز عمل متقابل انجام می دهند یا نه ؟

 

در اوج مشکلات و سختی ها نام "او" را بر زبان آورید و بگذارید تا یاد "او" تمام وجودتان را اشباع کند .

 

مواظب سخنان خود باشید ، آنها خلاق هستند .

 

گناه یعنی هر چیزی که باعث شود روح تو تعالی پیدا نکند .

 

کره زمین صرفا مکانی موقت برای آموزش و تعلیم است .


علیرضا

ماهی کوچولو

ماهی کوچک دچار آبی بی کران بود .

 

آرزویش همه این بود که روزی به دریا برسد  و هزار و یک گره آن را باز کند و چه سخت است وقتی که ماهی کوچک عاشق شود . عاشق دریای بزرگ . ماهی همیشه و همه جا دنبال دریا می گشت . اما پیدایش نمی کرد .

 

هر روز و هر شب می رفت اما به دریا نمی رسید . کجا بود این دریای مرموز گمشده پنهان که هر چه بیشتر می گشت ، گم تر می شد و هر چه می رفت ، دورتر .

 

ماهی مدام می گریست ، از دوری و از دلتنگی . و در اشک و دلتنگی اش غوطه می خورد . همیشه با خود می گفت : این جا سرزمین اشک هاست . اشک عاشقانی که پیش از من گریسته اند ، چون هیچ وقت دریا را ندیدند و فکر می کرد شاید جایی دور و از این قطره های شور حزن انگیز دریا منتظر است .

 

ماهی یک عمر گریست و در اشک های خود غرق شد و مرد ، اما هیچ وقت نفهمید که دریا همان بود که عمری در آن غوطه می خورد .

 

***

 

قصه که به این جا رسید ، آدم گفت : ماهی در آب بود و نمی دانست ، شاید آدمی هم با خداست و نمی داند . و شاید آن دوری که عمری از آن دم زدیم ، تنها یک اشتباه باشد .

 

آن وقت لبخند زد . خوشبختی از راه رسید و بهشت همان دم بر پا شد .


علیرضا

این نیز بگذرد

پادشاهی حکیم شهرش را فرا خواند و از او خواست که جمله ای برای او بنویسد که در همه لحظات آرامش بخش و تسلای روحش باشد.

حکیم انگشتر پادشاه را خواست و نوشته ای را درون انگشتر پادشاه قرار داد و با او شرط کرد فقط زمانی آن را باز کند که احساس کرد به ان نیازمند است. چندی بعد جنگی میان آن شهر و شهر همسایه درگرفت؛ جنگی سخت که باید به دشواری از پس آن بر می آمدند.

متأسفانه جنگ رو به شکست می رفت و پادشاه _ خسته و درمانده _ بالای تپه ای به دام افتاد؛ و در اوج ناامیدی، به یاد انگشترش افتاد و آن را گشود و دید که در آن نوشته است: " این نیز بگذرد " و با خواندن این جمله جان تازه ای گرفت و با تمام وجود به نبرد ادامه داد و سربلند و پیروز از جنگ بیرون آمد.

زمان بازگشت به شهرش، مردم جشنی برایش برپا کردند و او را غرق در شادی ، سرور و گل کردند. پادشاه در پوست خود نمی گنجید؛ و در همین حال احساس بزرگی و غرور او را فرا گرفته بود، باز به یاد انگشتر افتاد.

آن را گشود و بار دیگراین جمله را دید : " این نیز بگذرد ".

 

یک روز رسد غم به اندازه کوه

یک روز رسد نشاط اندازه دشت

افسانه زندگی چنین است عزیز

در سایه کوه باید از دشت گذشت


علیرضا

آدمك

یه دوستی این شعر را برام فرستاده بود .. دیدم بد نیست که اینجا بگذارمش:

آدمك آخر دنياست بخند

 آدمك مرگ همين جاست بخند

 آدمك خر نشوي گريه كني

 كل دنيا سراب است بخند

 آن خدايي كه بزرگش خواني

 به خدا مثل تو تنهاست بخند

 دست خطي كه تو را عاشق كرد

 شوخي كاغذي ماست بخند

 فكر كن درد تو ارزشمند است

 فكر كن گريه چه زيباست بخند

 صبح فردا به شب نيست كه نيست

 تازه انگار كه فرداست بخند

 راستي آنچه كه يادت داديم

 پرزدن نيست كه در جاست بخند

 آدمك نغمه آغاز نخوان

 به خدا آخر دنياست بخند


علیرضا

شادی

مدافع خود باش

 مهراس که متفاوتی وبه راه خود می روی

 انگونه که می پسندی بزی

 و بخت خویش را بیازمای

اینست راز شاد زیستن


علیرضا


دیوانه

مرا دیوانه می پندارند!

زیرا روزهایم را به اسکناس هایشان نفروخته ام!

ومن آنها را دیوانه می پندارم!

زیرا فکر می کنند می توانند

روزهایم را با اسکناس هایشان بخرند....

علیرضا

اصل قورباغگی

اگر یک قورباغه تیزهوش و شاد را بردارید و داخل یک ظرف آب جوش بیندازید، قورباغه چه کار می‌کند؟
 بیرون می پرد! درواقع قورباغه فوراً به این نتیجه می‌رسد که لذتی در کار نیست و باید برود!
حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیلهایش را بردارید و داخل یک ظرف آب سرد بیندازید و بعد ظرف را روی اجاق بگذارید و به تدریج به آن حرارت بدهید قورباغه چه کار می‌کند؟ ـ
استراحت می‌کند...چند دقیقه بعد به خودش می‌گوید: ظاهرا آب گرم شده است و تا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است.
نتیجه اخلاقی داستان!
زندگی به تدریج اتفاق می‌افتد. ما هم می‌توانیم مثل قورباغه داستان‌مان ابلهی کنیم و وقت را از دست بدهیم و ناگهان ببینیم که کار از کار گذشته است. همه ما باید نسبت به جریانات زندگی‌مان آگاه وبیدار باشیم. 
سوال؟
اگر فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید که بیست کیلو چاق شده‌اید، نگران نمی‌شوید؟
البته که می‌شوید! سراسیمه به بیمارستان تلفن می‌زنید: الو، اورژانس، کمک، کمک، من چاق شده‌ام! ـ
اما اگر همین اتفاق به تدریج رخ بدهد، یک کیلو این ماه، یک کیلو ماه آینده و... آیا بازهم همین عکس العمل را نشان می‌دهید؟ نه! با بی‌خیالی از کنارش می‌گذرید.
برای کسانی که ورشکسته می‌شوند، اضافه وزن می‌آورند یا طلاق می‌گیرند یا آخر ترم مشروط می‌شوند! این حوادث دفعتاً اتفاق نمی‌افتد؛ یک ذره امروز، یک ذره فردا و سر انجام یک روز هم انفجار و سپس می‌پرسیم: چرا این اتفاق افتاد؟
زندگی ماهیت انبار شوندگی دارد. هر اتفاقی به اتفاق دیگر افزوده می شود، مثل قطره‌های آب که صخره‌های سنگی را می‌فرساید.
اصل قورباغه‌ای به ما هشدار می دهد که مراقب تمایلات خود باشید!
ما باید هر روز این پرسش را برای خود مطرح کنیم: به کجا دارم می روم؟ آیا من سالم‌تر، مناسب‌تر، شادتر وثروتمندتر از سال گذشته‌ام هستم؟ واگر پاسخ منفی است بی درنگ باید در کارهای خود تجدید نظر کنیم.
خلاصه کلام
شاید این نکته رعب انگیز باشد اما واقعیت این است که هیچ ثباتی در کار نیست یا باید به جلو پیش بروید یا بلغزید و پایین بیفتید.

علیرضا

خوشبختی

اساسا خوشبختی فرزند نا مشروع حماقت است.

همه کسانی که در جست و جوی خوشبخت بودن هستند بی خود تلاشی در بیرون از خویش نکنند .

اگر بتوانند "نفهمند" می توانند "خوشبخت"باشند.

 دکتر علی شریعتی


علیرضا