عهد با جانان


یک تجربه

هیچ وقت به این فکر کردید که بخشش و محبت کردن و عشق ورزیدن چجوری باید باشه؟

به چه کسی و به چه روشی  و چه چیزی را که ببخشید واقعا بخشش کرده اید؟

تا حالا به این فکر کردید که اگه چیزی بخشیدید (و واقعا بخشیده باشید ، نه تظاهر و نه منت و نه هیچ چیز دیگه....) آیا واقعا به چه دردی می خوره؟ اگه نمی بخشیدید چی می شد؟

چرا بعضی ها اعتقاد دارن که تعریف بخشش عبارتست از بخشیدن بهترین و عزیز ترینهای خودتون به دیگران؟

امروز اتفاق جالبی برای من افتاد .

صبح امروز یکی از همکارام که مدتها بود می خواست کامپیوترش را بیاره که من درست کنم زنگ زد و خواست که سیستمش را بیاره پیشم...........

من بارها بهش گفته بودم که وقت ندارم و ببر بده یکی دیگه درستش کنه که  اون همیشه جواب می داد که فقط می خواد زحمتش را به من بده و سیستمش را پیش هیچ کس دیگه نمی بره...............

من با اینکه یه قرار ملاقات داشتم و وعده کرده بودم قبول کردم که منتظرش بشم تا سیستمش را بیاره و آورد.............

تا اینجا را داشته باشید..................................................................................................

باز همین امروز داشتم با دوستی نازنین صحبت می کردم که به من می گفت چرا بیخودی با همه مهربونم و چرا به همه بیخودی و بدون اینکه بدونم طرفم لیاقتش را داره یا نه با دید لطف نگاه می کنم!! چرا اول از طرفم اطمینان پیدا نمی کنم و بعد بهش روی خوش نشون بدم و ...........................................................

حالا  اتفاق جالبی که میگم اینه:

همین همکارم که بخش قبلی بهش اشاره کردم، حدود 9 ماه پیش که تازه کامپیوتر خریده بود یه موقع سیستمش را به من داده بود که براش آهنگ و ای بوک و یک سری چیزایی که دارم را کپی کنم. اون موقع من این کار را کرده بودم و تا اونجایی که هارد دیسکش جا داشت چیزای به درد بخور اعم از آهنگ و ای بوک و ... کپی کرده بودم. اون موقع چون هاردش بزرگ نبود من فقط چیزایی را براش کپی کرده بودم که خودم بهشون علاقه داشتم و چیزا ای بود که همه جا پیدا نمیشه....

 چون فکر می کردم که چیزای معمولی همیشه همه جا هست

و اما جالبیه قضیه اینه که من هارد دیسکم که سوخت همه اطلاعاتم پرید و الان می بینم که بیشتر اون چیزایی که از دست دادم و دلم می سوخت که از دستشون دادم، از طریق این همکارم که آنچنان رابطه ای هم  باهاش ندارم  به خودم برگشته اونم تو این زمان که من هاردم سوخت و همکارم همش را در کمال نا باوری من، روی هاردش نگه داشته ...................

و این در حالیه که من اصلا  حتی فکرش را هم نمی کردم  که بعضی از اطلاعاتم را دوباره پیدا کنم....................

خدا جونم ! من واقعا ممنونم!!!! 

چشم!

من سعی می کنم به بخشش بهترینهایم به همه ادامه بدم! 

شکر، شکر، شکر

 واقعا جالب نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


علیرضا