عهد با جانان


آدمك

یه دوستی این شعر را برام فرستاده بود .. دیدم بد نیست که اینجا بگذارمش:

آدمك آخر دنياست بخند

 آدمك مرگ همين جاست بخند

 آدمك خر نشوي گريه كني

 كل دنيا سراب است بخند

 آن خدايي كه بزرگش خواني

 به خدا مثل تو تنهاست بخند

 دست خطي كه تو را عاشق كرد

 شوخي كاغذي ماست بخند

 فكر كن درد تو ارزشمند است

 فكر كن گريه چه زيباست بخند

 صبح فردا به شب نيست كه نيست

 تازه انگار كه فرداست بخند

 راستي آنچه كه يادت داديم

 پرزدن نيست كه در جاست بخند

 آدمك نغمه آغاز نخوان

 به خدا آخر دنياست بخند


علیرضا