عهد با جانان


از قول يک دوست

عروسکهای شهر با چشمان باز به من خیره می شوند
عروسکهای شهر با چشمان باز می خندند
عروسکهای شهر با چشمان باز می گریند
کاش این عروسکها با همین چشمان باز می فهمیدند مه من عروسک نیستم

علیرضا