عهد با جانان


 

می گذرم تنها از میان گلها گه به گلستانها گه به کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم گیرد وبا من گوید محرم راز تو کووووووو
خار رهی به تمنا دامن من بگرفته کان گل ناز تو کوووووووووو

می گذرم تنها از میان گلها گه به گلستانها گه به کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم گیرد وبا من گوید محرم راز تو کووووووو
خار رهی به تمنا دامن من بگرفته کان گل ناز تو کوووووووووو

راز عشق مرا گل در گوش صبا گفت و غمم بفزوود
آنگه در همه جا راز عشق من و قصه عشق تو تو بووووووووووود قصه عشق تو تو بووووووووووود

چون به حسن آسمانی از مهی بر تر
شعله عشق من ازگردون بر آرد سر
در گلستان گرهم ز تنهایی روم من اگر ...........
تازه گلی سر راهم گیرد وبا من گوید محرم راز تو کووووووو
خار رهی به تمنا دامن من بگرفته کان گل ناز تو کوووووووووو

می گذرم تنها از میان گلها گه به گلستانها گه به کوه و صحرا
تازه گلی سر راهم گیرد وبا من گوید محرم راز تو کووووووو
خار رهی به تمنا دامن من بگرفته کان گل ناز تو کوووووووووو


علیرضا