عهد با جانان


عهد با جانان

 

مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم

هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم

صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل گیرم

فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم

به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل

چه فکر از خبث بد گویان میان انجمن دارم

 

 

با سلام

خدا را شکر خدمت لعنتی هم تمام شد و من بعد از مدتی که حال و حوصله نوشتن نداشتم  حالا دوباره اومدم با عنوان جدیدی  که یک وبلاگ خوب بسازم.

امیدوارم بتونم نوشته های خوب همراه با تجربیاتم را انتقال بدم.

تا بعد.......

 


علیرضا