عهد با جانان


 

سلام به دوست عزيزی که هميشه وبلاگ اين حقير را می خونه و نظر نميداده

ممنونم از توجهش که اين دفعه نظر داده اميدوارم باز هم اين کار را بکنه . من خوشحال ميشم. 

چه شود اگر به چهره زرد من نظری ز راه وفا کنی

که اگر کنی همه درد من به يکی نظاره دوا کنی

تو کمان کشيده و در کمين که زنی به تيرم و من غمين

همه درد من بود از همين که خدا نکرده خطا کنی

يک خبر هم دارم برای بقيه دوستام

من رفتم سر کار.... بلافاصله بعد از خدمت

تو مجتمع فولاد از طريق شرکت ايريسا

برای همه بهترين ها را آرزو می کنم .

التماس دعا

 


علیرضا