عهد با جانان


بلوغ

چند جمله از کتاب بلوغ نوشته اُشو

 

از هر چیزی خلاقیت بیافرین،از بدترین بهترین بساز. این همان چیزیست که آن را هنر زندگی کردن می خوانم.و اگر آدمی روی زمین یافت شد که هر لحظه و هر مرحله از زندگی اش را به زیبایی،عشق و طرب گذرانده ، طبیعتا مرگ او نیز قله ی نهایی هجاهدت های او در سراسر زندگیش خواهد بود.

بلوغ یعنی پذیرش مسوولیت به هر قیمتی ، اینکه هر چیزی را به جان بخری که خودت باشی .

انسان بالغ هرگز برای آینده تصمیم نمی گیرد ، خود بلوغ ترتیب همه کار ها را میدهد.

بلوغ هیچ ربطی به تجربه های زندگی تو ندارد.بلکه با سیر آفاق و انفس درونی و تجربه های درون تو سر و کار دارد.انسان هر قدر عمیق تر به درون برود ، بالغ تر است.

عشق می تواند دارای سه بعد باشد : 1- وابستگی(از روی نیاز مادی دو طرف به هم وابسته می شوند) 2-مستقل (توافق اجتماعی ،روانی ، زیست شناسی ) 3- همبستگی

نوع سوم خیلی دیر اتفاق می افتد ولی چیزی معنوی است.

دو نوع اول و دوم ناشی از کمبود است و نوع سوم بر آمده از وجود.

 

شاد و سلامت باشيد


علیرضا