عهد با جانان


باز هم شکر

هميشه دوست داشتم پرواز کنم

پرواز به بهترين ها از خوبها

ولی نميدونم ...

هميشه تنها بودم   تو اين پرواز هايی که داشتم   چه در حال اوج و چه در حال کم کردن ارتفاع (آخه تا حالا خدا را شکر سقوط نداشتم) هميشه تنها بودم

بدون هيچ همراهی که درکم کنه   

امروز داشتم فکر می کردم و يک نگاهی به زندگيم مينداختم

ديدم واقعا چه راهی را تونستم تنها بيام.....

درسته که خيلی ها از جمله خانوادم نصيحتهای سازنده ای بهم دادند ولی نهايتا مجبور بودم که تنهايی از پس همه چيز بر بيام

اگه يک روز ناراحت بودم هيچ کس ازم نپرسيد که دردت چيه و اگه خوشحال بودم کسی باهام همراهی نکرد هر چند که هميشه خودم را خوشحال و خندون به همه نشون دادم

ولی خدا جونم!

بازم شکرت را به جا ميارم که لااقل اگه همراهی نداشتم  همراهی اين بالهای کوچولويی که تا حالا من را از خاک به اينجا رسونده را از من دريغ نکردی

اميدوارم که اين فيض مدامت مستدام باشه نه فقط برای من برای همه بندگان شاگر

شکر شکر و شکر


علیرضا