شيخ و چراغ

دی شيخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند يافت می نشود جسته ايم ما
گفت آنچه يافت می نشود آنم آرزوست

/ 2 نظر / 11 بازدید
شادي

آن ناز و باز تندی دربانم آرزوست

hooman

سلام ؛ بسيار زيبا ... اين شعرو خيلی دوست دارم . همواره شاد و موفق باشی .