چند نکته

این بار می خوام چند نکته که تجربه کردم را بنویسم :

تو کتابای مختلف خونده بودم که خدا به هر کسی چیزی را می بخشه که لیاقتش را داره. همش به این فکر می کردم که مگه همه ما را مثل هم نیافریده ؟ پس این چه رسمیه؟؟

ولی چند وقتیه که این را تجربه کردم که این ما هستیم که لیاقت خیلی چیزا را نداشتیم.

این خودمونیم که باید از خودمون لیاقت نشون بدیم تا شامل لطف الهی بشیم.

تجربه دیگه این که روح بزرگ داشتن که خیلی ها آرزوش را دارن در پس یک سری ریاضت به دست میآد ، مثلا اگه غرور داشته باشی ، اگه بد بین باشی ، اگه صبور نباشی و هزاران اگه ای که همه ما میدونیم و در درونمون اونا را حس می کنیم، ممکن نیست که به اون برسیم.

خدا جونم که قربونش برم تو دنیا همه چیز گذاشته که ما ببنیم، خاک گذاشته، دریا گذاشته ، کوه گذاشته ، درخت گذاشته و...... که ما این ها را ببنیم و ازشون درس بگیریم. صفاتشون را بشناسیم و با چیزایی که در درونمونه مقایسه کنیم.

به کار هامون فکر کنیم و ببینیم تا چه حد دریایی هستیم؟؟

تا چه حد کوه صفتیم؟؟ تا چه حد مثل خاکی هستیم که از اون ساخته شدیم؟؟؟ و ......

چند نکته دیگه هم می خواستم بگم که فعلا نمیرسم تایپ کنم ان شاء الله در فرصت دیگه ای می نویسم .

دریایی ، خاک صفت ، کوه صفت ، مهتابی و......... باشید

/ 2 نظر / 7 بازدید
Shahrzad

باید صدای قلب آلاله را شنید.باید به عمق گل بنفشه سفر کرد. باید مقاومت را از کوه یاد گرفت.آخر چگونه چگونه می توان با انگشتانه ای از کلمات دریا را پیمانه کرد...اما کجاست چشمی که این همه زیبایی را در خود جای دهد. کجاست دلی که با اینهمه پاکی و لطف و مهر را در خود حس میکند و سر بر خاک عبودیت نگذارد و زانوی تعبد بر زمین نزند. آنجا که گویی تمام رنگها با انسان آشنایند.... و تو ای دوست بیا تا با هم بنگریم. با هم دست به دست به سلامگویی دشتها برویم. باهم به بستانها و گلستان ها برویم و صداقت را از زلال آسمان، مهربانی را از خورشید، بخشایندگی را ازامواج خروشان دریا، صلابت را از قله های بلند بی تزلزل و نجابت را از خاموشی غمگین ابرها و عشق را از گل بیاموزیم.

Shahrzad

.....کدام هنرمند روشنايی و تاريکی را آفريده است؟چه کس لحظه های روز و شب را؟در زاد روز جهان چه کس آبها و گياهان را پديد آورد؟....اي خدای ما من می خواهم کسی باشم که گفتار خدا را بر زبان آورم و با دست خدا کار کنم....(زند اوستا)